
قرآن و تحریف کتب مقدس (2)
آیاتی که ذکر خواهد شد دلیلی است بر تحریف کتب مقدس یهود و نصاری. در ضمن پاسخی است برای مقاله دوست مسیحی آقای شجاع دین با عنوان "قرآن در مورد انجیل چه می گوید؟(ردیه) (بخش اول)، و (بخش دوم). پیش از این مطلبی دیگر در پاسخ به همین مقالات ایشان نوشته بودم که می توانید برای مطالعه ی آن به این قسمت مراجعه کنید.
در سوره ی بقره آیه 75 آمده است:
أَ فَتَطمَعُونَ أَن يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَ قَدْ كانَ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَسمَعُونَ كلَمَ اللَّهِ ثُمَّ يحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
آيا انتظار داريد به (آئين) شما ايمان بياورند، با اينكه عده اى از آنها سخنان خدا را مى شنيدند و پس از فهميدن آن را تحريف مى كردند در حالى كه علم و اطلاع داشتند.
در اینجا قرآن به مسلمانان می گوید: شما چگونه انتظار داريد كه اين قوم به دستورات آئين شما ايمان بياورند، با اينكه گروهى از آنان سخنان خدا را مى شنيدند و پس از فهم و درك آن را تحريف مى كردند، در حالى كه علم و اطلاع داشتند؟!
بنابر اين اگر مى بينيد آن ها تسليم بيانات زنده قرآن و اعجاز پيامبر اسلام (ص) نمى شوند نگران نباشيد، اينها فرزندان همان كسانى هستند كه به عنوان برگزيدگان قوم همراه موسى به كوه طور رفتند و سخنان خدا را شنيدند و دستورهاى او را درك كردند، و به هنگام بازگشت، آن را تحريف نمودند.
از جمله و قد كان فريق منهم ... چنين استفاده مى شود كه همه آن ها تحريف گر نبودند بلكه اين تنها كار گروهى بوده كه شايد اكثريت را تشكيل مى دادند.
در کتاب «اسباب النزول» آمده است كه گروهى از يهود هنگامى كه از طور باز گشتند به مردم گفتند: ما شنيديم كه خداوند به موسى دستور داد فرمان هاى مرا در آنجا كه مى توانيد انجام دهيد، و آنجا كه نمى توانيد ترك كنيد! و اين نخستين تحريف بود.
به هر حال در ابتداى ظهور پيامبر اسلام انتظار مى رفت كه قوم يهود پيش از ديگران با نداى اسلام لبيك گويند چرا كه آنها اهل كتاب بودند به علاوه صفات پيامبر اسلام(ص) را نيز در كتاب هاى خود خوانده بودند ولى قرآن مى گويد: با سابقه بدى كه آن ها دارند انتظار شما مورد ندارد، چرا كه گاهى صفات و روحيات انحرافى يك جمعيت، سبب مى شود كه با تمام نزديكى به حق، از آن دور گردند.
وَ إِذَا لَقُوا الَّذِينَ ءَامَنُوا قَالُوا ءَامَنَّا وَ إِذَا خَلا بَعْضهُمْ إِلى بَعْض قَالُوا أَ تحَدِّثُونهُم بِمَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُم بِهِ عِندَ رَبِّكُمْ أَ فَلا تَعْقِلُونَ (بقره، آیه ی 76)
و هنگامى كه مؤمنان را ملاقات كنند مى گويند ايمان آورديم، ولى هنگامى كه با هم خلوت مى كنند (بعضى به بعضى ديگر اعتراض مى كنند و) مى گويند چرا مطالبى را كه خداوند (در باره صفات پيامبر اسلام) براى شما بيان كرد به مسلمانان بازگو مى كنيد تا (روز رستاخيز) در پيشگاه خدا بر ضد شما بان استدلال كنند ؟ آيا نمى فهميد؟
گروهى از يهود كه با حق دشمن نبودند هنگام ملاقات با مسلمانان اوصاف پیامبر را که در تورات بود برای مسلمانان بازگو می کردند، (در اين مورد مي توانيد به مقاله بنده با عنوان "بشارت مسیح(ع) به آمدن پیامبر اسلام(ص)"مراجعه کنيد) بزرگان يهود نیز آن ها را از اين كار نهى كردند، و می گفتند: شما صفات محمد(ص) را كه در تورات آمده براى آن ها بازگو نكنيد تا در پيشگاه خدا دليلى بر ضد شما نداشته باشند.
این آيه پرده از روى حقيقت تلخ ديگرى پيرامون اين جمعيت بر مى دارد و مى گويد: پاكدلان آنها هنگامى كه مؤمنان را ملاقات مى كنند اظهار ايمان مى نمايند (و صفات پيامبر را كه در كتبشان آمده است خبر مى دهند) (و اذا لقوا الذين آمنوا قالوا آمنا)
اما در پنهانى و خلوت، جمعى از آن ها مى گويند: چرا مطالبى را كه خداوند در تورات براى شما بيان كرده به مسلمانان مى گوئيد ؟ (و اذا خلا بعضهم الى بعض قالوا ا تحدثونهم بما فتح الله عليكم)
تا در قيامت در پيشگاه خدا بر ضد شما به آن استدلال كنند، آيا نمى فهميد؟ (ليحاجوكم به عند ربكم ا فلا تعقلون )
اين تاييدى است بر آنچه در آيه قبل بود كه شما از جمعيتى كه چنين روحيات بر آنها حاكم است چندان انتظار ايمان نداشته باشيد .
جمله فتح الله عليكم ممكن است به معنى حكم و فرمان الهى باشد كه در اختيار بنى اسرائيل قرار داشت، و ممكن است اشاره به گشودن درهاى اسرار الهى و خبرهاى آينده مربوط به شريعت جديد به روى آنان باشد .
قابل توجه اينكه از اين آيه به خوبى استفاده مى شود كه ايمان اين گروه منافق در باره خدا آنقدر ضعيف بود كه او را همچون انسانهاى عادى مى پنداشتند و تصور مى كردند اگر حقيقتى را از مسلمانان كتمان كنند از خدا نيز مكتوم خواهد ماند!
وَ مِنهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتَب إِلا أَمَانىَّ وَ إِنْ هُمْ إِلا يَظنُّونَ (بقره، 78)
و پاره اى از آنها عوامانى هستند كه كتاب خدا را جز يك مشت خيالات و آرزوها نمى دانند، و تنها به پندارهايشان دل بسته اند!
امانى جمع امنية به معنى آرزو است ، و در اينجا ممكن است اشاره به پندارها و امتيازات موهومى باشد كه يهود براى خود قائل بودند ، از جمله
مى گفتند : ما فرزندان خدا و دوستان خاص او هستيم نحن ابناء الله و احبائه (مائده - 8 ) و يا اينكه مى گفتند : هرگز آتش دوزخ جز چند روزى به ما نخواهد رسيد.
اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از امانى ، آيات تحريف شده باشد كه دانشمندان يهود در اختيار عوام مى گذاشتند، و جمله لا يعلمون الكتاب الا امانى با اين معنى سازگارتر مى باشد .
فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَب بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللَّهِ لِيَشترُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَت أَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا يَكْسِبُونَ (بقره، 79)
واى بر آنها كه مطالبى با دست خود مى نويسند سپس مى گويند: از طرف خدا است تا به بهاى كمى آن را بفروشند، واى بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند، و واى بر آنها از آنچه از اين راه به دست مى آورند!
جمعى از دانشمندان يهود اوصافى را كه براى پيامبر اسلام(ص) در تورات آمده بود تغيير دادند و اين تغيير به خاطر حفظ موقعيت خود و منافعى بود كه همه سال از ناحيه عوام به آنها مى رسيد .
هنگامى كه پيامبر اسلام(ص) مبعوث شد ، و اوصاف او را با آنچه در تورات آمده بود مطابق ديدند ترسيدند كه در صورت روشن شدن اين واقعيت منافع آنها در خطر قرار گيرد ، لذا بجاى اوصاف واقعى مذكور در تورات ، صفاتى بر ضد آن نوشتند .
عوام يهود كه تا آن زمان كم و بيش صفات واقعى او را شنيده بودند ، از علماى خود مى پرسيدند آيا اين همان پيامبر موعود نيست كه بشارت ظهور او را مى داديد ؟ آنها آيات تحريف شده تورات را بر آنها مى خواندند تا به اين وسيله قانع شوند.