
خبرش نزديك است
1- خداوند بر درجات امام خميني(ره) بيفزايد كه سالها قبل از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي همچون طبيبي الهي مشكل و عارضه اصلي قدرت و تصميم گيري هاي به اصطلاح استراتژيك عرصه سياست و مديريت كلان اجتماعي را به خوبي تشخيص داده و بر مبناي جهان بيني توحيدي خود طي پيامي به گورباچف-11/10/67- با تاكيد بر اينكه صداي شكستن استخوان هاي ماركسيسم به گوش مي رسد هشدار دادند:
«مشكل اصلي كشور شما مسئله مالكيت و اقتصاد و آزادي نيست، مشكل شما عدم اعتقاد واقعي به خداست؛ همان مشكلي كه غرب را هم به ابتذال و بن بست كشيده و يا خواهد كشيد، مشكل اصلي شما مبارزه طولاني و بيهوده با خدا و مبدأ هستي و آفرينش است.» (صحيفه امام-ج 21-ص221 تا 227)
آنچه به وضوح در اين پيام تاريخي مشاهده مي شود نهيب امام امت به قلدران و قدرتمنداني است كه حذف مذهب و دين از عرصه اجتماع را در دستور كار قرار داده بودند و در مخيله تنگ و تاريك شان نمي گنجيد روزگاري از سرير قدرت به زير كشيده خواهند شد.
اما آنچه دقت و تامل بيشتري مي طلبد اين است كه چنين آينده اي همانطور كه براي اردوگاه الحادي شرق پيش بيني شد و لباس عينيت بر تن كرد براي اردوگاه استكباري غرب كه به سركردگي ايالات متحده سالهاست يكجانبه جولان مي دهد و به خيال خود مي تازد، نيز پيش بيني شده است و اكنون اين پرسش به ميان كشيده مي شود كه آيا عينيت و تحقق آن امكان پذير است؟
2- از دو، سه سال پيش كه بحران مالي غرب از پرده برون افتاده و همچون دومينيوي ويرانگري تداوم يافته است، تحليلگران و كارشناسان به اين مسئله وقوف يافته اند كه دوره ابرقدرتي و يكه تازي ايالات متحده به سر رسيده است. بطوري كه رسانه ها و ناظران سياسي ديگر اين مسئله را پنهان نمي كنند. دو سال پيش و در همان ماههاي آغازيني كه واشنگتن با اين بحران مالي لجام گسيخته دست و پنجه نرم مي كرد شوراي ملي آمريكا طي گزارشي پيرامون وضعيت اقتصادي اين كشور كه زيربناي سياست داخلي و خارجي آن را تشكيل مي دهد تصريح مي كند، آمريكا در آستانه افول و زوال قرار گرفته و مشكلات فراواني پيش روي دارد، اوباما ميراثي بحراني و پرچالش را از بوش تحويل گرفته است و آمريكا ديگر ابرقدرت جهان نيست.
جالب اينجاست كه بسياري از رسانه ها و مطبوعات غربي راه برون رفت از بحران مالي آمريكا و غرب را بازگشت به دستورات و فرامين ديني مي دانند. به عنوان نمونه هفته نامه ژورنال دفاينانس در سرمقاله خود به قلم رولان لاسكين ريشه بحران هاي مالي غرب را مضاربه هاي خيالي و غيرقانوني توصيف مي كند و در بحبوحه آغاز بحران مالي كشورهاي غربي خواستار اجراي شريعت اسلامي در حوزه مالي و اقتصادي مي شود. با تداوم و استمرار اين بحران مالي كار به جايي مي رسد كه سال گذشته پارلمان فرانسه نيز قانوني به تصويب مي رساند كه به موجب آن اوراق بهادار اسلامي در اين كشور صادر شود با اين توجيه و منطق اقتصادي كه اگر اين مهم اتفاق بيفتد تا سال 2020 سرمايه اي تا مرز 120ميليارد يورو بدست مي آيد و...
نمونه ها در اين زمينه كم نيستند و آنچه از دل آنها بيرون مي آيد تاكيد تلويحي و بعضا تصريحي بر اين نكته است كه ناديده گرفتن دين و مذهب با اضمحلال و حركت در مسير زوال دولت ها و حكومت ها مرتبط است.
3- آمريكايي ها در دوره جرج بوش آشكارا عزم خود را جزم كردند تا فراتر از اينكه عنصر «مذهب و دين» در كشورشان كنار گذاشته به نبرد و پيكار هر كشوري بيايند كه رگه هايي از دين و مذهب در تصميم هاي كلان آن نقش دارد. اينجا بود كه بوش كوچك در اواخر زمامداري خود درسفر به خاورميانه و در پادگان عريجفان كويت بر طبل جنگ ايدئولوژيك آمريكا با جهان اسلام مي كوبد و...
يك سال و چند ماه بعد در حالي كه باراك اوباما بر جاي جرج بوش نشسته است در سفر به تركيه اعلام مي دارد: «آمريكا با اسلام سر جنگ ندارد»!
امروز پس از گذشت 18، 19ماه از زمامداري اوباما بر ايالات متحده آشكارا مي توان ديد كه «اوباما بوشي ديگر است» و تفاوت ادبياتش با بوش، نقاب او بوده كه اكنون ماههاست به زير كشيده شده است.
4- جالب تر آنكه آمريكايي ها در حالي مدعي آزادي بيان هستند كه كوچك ترين اظهارنظري پيرامون مذهب، دين و ايدئولوژي تبعات سختي براي گوينده آن خواهد داشت.
همين چندي پيش بود كه «اوكتاويا نصر» خبرنگار مشهور سي.ان.ان كه دبير بخش خاورميانه اين شبكه تلويزيوني بود بخاطر تمجيد از شخصيت مرحوم علامه فضل الله از كار بركنار شد.
اين خبرنگار پرسابقه آمريكايي تنها در توييتر نوشته بود: «از شنيدن خبر درگذشت سيدمحمد حسين فضل الله ناراحتم، او يكي از رهبران حزب الله بود كه برايش احترام زيادي قائل بودم.»
پيش تر نيز «هلن توماس» خبرنگار 89 ساله كاخ سفيد در 27 ماه مه- 6 خرداد- پس از اظهارنظري درباره رژيم صهيونيستي بلافاصله اخراج مي شود.
اين قديمي ترين خبرنگار كاخ سفيد گفته بود: «به اسرائيلي ها بگوييد از فلسطين بروند بيرون و به خانه هايشان در لهستان، آلمان، آمريكا و يا هر جاي ديگر برگردند.»
5- تظاهرات اعتراض آميز دو روز پيش صدها هزار نفر آمريكايي در واشنگتن كه بزرگترين گردهمايي عمومي مردم آمريكا در قرن 21 به حساب مي آمد نشان داد كه ساختار قدرت در ايالات متحده با ضعفي فزاينده روبروست.
در اين تظاهرات گسترده كه با عنوان «تظاهرات براي اعاده حيثيت آمريكا» برگزار شد صدها هزار نفر حيثيت برباد رفته آمريكا را فرياد كردند.
مشكلات عديده كاخ سفيد در مسائل اقتصادي، محيط زيست و سياست داخلي از سويي و كاهش نفوذ اين كشور در تصميم گيري هاي بين المللي بخصوص در منطقه خاورميانه بيش از پيش باعث شده كه اعتبار بزك شده آمريكايي ها در افكار عمومي دنيا مخدوش گردد.
6- مجموعه مشكلات و معضلاتي كه كاخ سفيد در حوزه داخلي و خارجي با آن روبروست سبب شده تا مقامات اين كشور در كنار ديپلماسي رسمي، به طور جدي بر «ديپلماسي عمومي» متمركز شوند تا بلكه اعتبار و اعتماد از دست رفته ايالات متحده را به نوعي بازسازي و احيا نمايند.
در همين رهگذر؛ چندي است كه مؤسسه آمريكايي بروكينگز با گزارش هاي مختلفي به واكاوي و بررسي ديپلماسي آمريكا مي پردازد.
اما نكته قابل ذكر اين است كه ديپلماسي آمريكا با چالش هاي جدي از جمله بيداري اسلامي به پيشقراولي جمهوري اسلامي ايران نسبت به سياست هاي فريبكارانه واشنگتن مواجه است. آنچه در اين ميان طبيعي است هجمه و كوششي است كه آمريكايي ها انجام مي دهند تا با صرف مبالغ هنگفت- از طريق ديپلماسي عمومي خود- هر اقدامي را كه مهار ايران نام مي نهند انجام دهند.
به عنوان نمونه رقم 55 ميليون دلاري كه آمريكايي ها عليه ايران اسلامي و با هدف جنگ نرم به تصويب رساندند در همين راستاست.
7- و بالاخره بايد گفت علي رغم تمام ترفندها و دسيسه هايي كه آمريكايي ها با لطايف الحيل عليه ايران اسلامي طي سه دهه گذشته به كار گرفته اند آنچه خروجي آن بوده است ضعف و ناتواني و سردرگمي آنها در رويارويي با جمهوري اسلامي است؛ همچنان كه رهبر بصير و خبير انقلاب در ديدار اخير دانشجويان با ايشان خاطرنشان نمودند:
«دشمنان ما منحني شان به طرف ضعف است، منحني ما به طرف قوت است، نظام طاغوتي، نظام سرمايه داري متجاوز و ظالم در دنيا كه مظهرش رژيم ايالات متحده آمريكاست امروز از ده سال پيش و از بيست سال پيش بسيار ضعيف تر است... همه دلايل و شواهد هم همين را اثبات مي كند، آمريكاي دولت ريگان به مراتب قوي تر بود از آمريكاي دولت اوباما و قبل از اوباما، بوش كوچك! واقعا همين جور است، آنها رو به ضعف رفتند، هيچ نشانه اي هم وجود ندارد كه مجدداً اين منحني از طرف آنها به طرف صعود حركت كند.»
صداي شكستن ستون هاي كاخ سفيد به گوش مي رسد و رسانه ها و تحليلگران غربي بدون پرده پوشي نسبت به اين مسئله اعتراف مي كنند. آنچه در اين شرايط حساس تاريخي مهم است آگاهي روزافزون ملت هاي آزاده و مستقل دنيا و افكار عمومي جهان است كه از همين روي، مي طلبد در سطح وزارت امور خارجه ايران نسبت به تقويت ساختار ديپلماسي عمومي اقدام درخور شأن و شايسته اي انجام شود.
حسام الدين برومند
روزنامه کیهان